نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
نور ايران آزاد
 

نور ايران آزاد

 

جابجایی خط قرمز!

جابجایی خط قرمز!

بعد از چند سال جنجال بر روی قضیه خط قرمز که همان غنی سازی در داخل کشور بود بالاخره با جابجایی خط قرمز موضوع به نقطه عطف رسید.

خبر اینکه آقای آصفی سخنگوی همیشگی وزات طبل جنگ(امور خارجه)  اعلام کردند خط قرمز منافع ملی است.

نتیجه اول:

منافع ملی لغت جدیدیست که برای منافع حکومتی به کار می رود.

نتیجه دوم:

به رغم اینهمه سرو صدا ودشمن تراشی ثابت میشود که کسی در ایران جگر(نوع عضو را خودتان انتخاب کنید) جنگیدن ندارد.

 

پيام هاي ديگران        PermaLink;        دوشنبه، 26 دی، 1384 -

به نقل از امروز

اعضای تیم اصلی پرونده سازی علیه اصلاح طلبان ورسانه های آنها
امروز : تيم اصلي تهيه پرونده عليه احزاب،‌ مطبوعات، سايت‌ها و كانون‌هاي اصلاح‌طلب يا منتقد متشكل از حجت الاسلام رمضاني (رئيس حفاظت اطلاعات فعلي ناجا و مسئول سابق حفاظت نهاد رهبري)، ميثم (مسئول بخش اطلاعات سپاه در مورد اصلاح‌طلبان و از اعضاي سابق دفتر رهبري) حجت‌الاسلام پورمحمدي (معاون سابق وزارت اطلاعات و مسئول فعلي بررسي‌ها در دفتر رهبري) و قاضي مرتضوي است. اين تيم كه همكاري بخش‌هايي از پرسنل وزارت اطلاعات را جلب كرده است، قصد دارد تمام مجاري اطلاع‌رساني اصلاح‌طلبان را مسدود كند تا آنان امكان روشنگري نداشته باشند. برخورد با سايت‌هاي اينترنتي و تلاش براي راندن جوانان و تشويق آنان به خروج قانوني يا غيرقانوني از كشور در دستور كار اين عده قرار دارد.


 

رفتار دوگانه با حاج داوود

پيكر پاك حاج داود كريمي با حضور قابل توجه مردم و دوستداران وي به خاك سپرده شد، در حالي كه صداوسيما تلاش زيادي كرد چهره اي غيرواقعي از وي و رنج هايش به نمايش بگذارد. حاج داود كريمي كه امروز اينقدر عزيز شده است، در سال 72 چندين ماه در زندان به سر برد به جرم اينكه چرا از آيت الله منتظري حمايت مي كند.

 

در خواست انحلال سازمان ملل متحد!

عبادي، امام جمعه مشهد گفت: اگر سازمان ملل بخواهد در خدمت آمريكا باشد، بهتر است منحل شود. ملت ايران بدون توجه به نظر آمريكا به دنبال دسترسي به انرژي هسته‌اي جهت استفاده صلح‌آميز است.

 

تلاش راه یافتگان اصفهان برای حاکم کردن فضای طالبانی در کشور

سخنان امام جمعه موقت اصفهان و يكي از راه‌يافتگان به مجلس هفتم درباره ضرورت تفكيك جنسيتي در كلاس‌ و نيز در فضاي سبز و نيمكت‌هاي دانشگاهها، با سكوت رسانه‌هاي محافظه‌كار روبرو شده است. حجت‌الاسلام رهبر كه در اين زمينه از حمايت امام جمعه اصفهان (حجت الاسلام طباطبايي به جاي آيت الله طاهري) برخوردار است، مي‌كوشد ساير راه‌يافتگان به مجلس را نيز متقاعد كند كه از اين طرح حمايت كنند. پيش از او خانم نيره اخوان راه يافته ديگر شهر اصفهان به مجلس ضرورت جدايي كلاس‌هاي دختر و پسر را در دانشگاه‌ها مطرح كرده بود. همسر خانم اخوان، آقاي كامران است كه اعلام كرد با راي نان خشكه فروشان و ... نماينده مجلس هفتم شده است.

 

در مورد غيبت چند ماه هم توضيح خواهم داد!

پيام هاي ديگران        PermaLink;        دوشنبه، 30 شهریور، 1383 -

راز پشت‌ پرده‌ جنايت‌ خانه‌ ويلايي

اعتماد:

در بازار فرش‌ فروش‌ ها به‌ خبر نگار ما مي‌ گفتند :دنبال‌ اين‌ حادثه‌ نباشيد ، برايتان‌ خطر دارد!

مردي كه در خانه ويلايي اش مورد هجوم قرارگرفت، حاج اكبر كريمي، عضو  موتلفه اسلامي و از همكاران لاجوردي بوده است

 بر طبق اخبار دريافتي بازاري مزبور حاج اكبر كريمي مي باشد كه از اعضاي با نفوذ حزب موتلفه اسلامي و از همكاران نزديك اسدالله لاجوردي(جلاد اوين) مي باشد. او همچنين يكي از سازماندهندگان باندهاي سياه و چماقداران در سالهاي پس از انقلاب بوده است.
اكبر كريمي و 3 برادر ديگرش به نامهاي احمد،  محمد و علي همگي از فعالان حزب موتلفه و از عوامل مهم سركوب زندانيان سياسي بوده اند
.

 

شما خبرنگاران‌ آبروي‌ ما را در محل‌ و بازار برده‌ايد. نبايد اين‌ موضوع‌ به‌ مطبوعات‌ كشيده‌ مي‌شد، ما اصلا نمي‌خواستيم‌ كسي‌ از اين‌ موضوع‌ چيزي‌ بفهمد

***

اينهم يک خبر قديمی در مورد اسکلت غول پيکر که بهانه ای هست برای سر زدن به خلوت

***

اينهم يه طنز از نبوی که به علت فيلتر شدن سايت نبوی در خيلی از آی اس پی ها علاوه بر لينک اصل آن را هم آوردم:

جنگ كويت را كه بيش از چند ماه طول نكشيد در دادگاه صدام مطرح ميكنند، اما هشت سال جنايت عليه ايران مطرح نميشود؟
اکبر هاشمي رفسنجاني

با توجه به اينکه يکي از مهم ترين جرائمي که صدام بخاطر آن محاکمه مي شود و بايد بشود حمله به ايران و کشتن مردم ايران است، و ظاهرا تنها کسي که شاکي صدام نيست حکومت ايران است. و با توجه به اينکه به نظر مي رسد موانع مختلفي براي اعلام جرم عليه صدام وجود دارد، لذا برخي از موانع اعلام جرم عليه صدام به شرح زير به عرض ملت ايران مي رسد:

1) دادگاه صدام صلاحيت ندارد، چون آمريکايي است. براي اينکه دادگاه صلاحيت داشته باشد بايد انگليسي باشد.
2) براي اينکه ما عليه صدام شکايت کنيم بايد دادگاه بي طرف باشد، بنابراين دادگاه نبايد آمريکايي، آلماني، فرانسوي، اروپايي، عرب، استراليايي، کانادايي و آفريقايي يا آسيايي باشد، ضمنا دادگاه نبايد زير نظر سازمان ملل باشد، چون سازمان ملل زير نظر دولت ايران اداره نمي شود.

3) دادگاه بايد مستقل باشد و قاضي آن بايد عادل باشد، مثل دادگاههاي جمهوري اسلامي.
4) براي شکايت از صدام اول بايد وزارت امورخارجه پيشنهاد کند، بعد وزير امورخارجه از سفر برگردد و روي اين پيشنهاد فکر کند، بعد دولت تشکيل شود و اگر با مجلس و قوه قضائيه درگير نبود و زلزله يا سيل يا تصادف خاصي اتفاق نيفتاده بود، در اين مورد تصميم بگيرد، بعد دولت موضوع را در مجلس مطرح کند و به نمايندگان مجلس توضيح بدهد که چرا قصد شکايت از صدام را دارد، بعد شوراي نگهبان بايد موارد شرعي و قانوني شکايت از صدام را بررسي و آنرا تصويب کند، بعد طرح براي بررسي به شوراي تشخيص مصلحت نظام برود و اگر تصويب شد، بايد جهت بررسي به بيت رهبري برود. در اين حالت اگر بيت رهبري به سفر سياسي عبادي نرفته بود و حالش خراب نبود و دچار مشکلات خاص هفتگي و ماهانه و غيره نشده بود و کارهايش عقب نيفتاده بود، در اين مورد تصميم گرفته مي شود، و بعد اين تصميم براي اجرايي شدن به دولت ابلاغ مي شود، اگر رهبري با اين موضوع مخالف باشد هر کسي اين کارها را دنبال کند مورد تعقيب قضايي قرار مي گيرد و اگر با آن موافق باشد، همه عوامل اجرايي و مردم شروع به ايجاد مانع مي کنند، در نتيجه تا اين کار به وزارت امورخارجه برسد کلي طول مي کشد. بعد، بايد يک گروه حقوقدان تشکيل بشوند و جرائم را بررسي کنند، اگر اين حقوقدانان بي کفايت باشند، موفق به تهيه طرح اعلام جرم نمي شوند، اگر باکفايت باشند، حتما خودشان تحت تعقيب هستند، بنابراين موفق به انجام اين کار نمي شوند، اگر به فرض اين شکايت تهيه شد، بر سر اينکه کدام جناح شکايات را بايد مطرح کند و اينکه اين شکايات بايد قبل از انتخابات تهيه شود و يا بعد از آن( نوع انتخابات فرقي نمي کند) دعوا مي شود. در پايان براي ترجمه عربي و انگليسي متن نياز به يک گروه ترجمه مناسب است که پيدا کردنش در وزارت امور خارجه سه چهار سال طول مي کشد. در مجموع اعمال فوق ده پانزده سال طول مي کشد تا به نتيجه برسد.
5) مجرم از ديد حکومت ايران کسي است که روابط نامشروع داشته باشد، از طريق تشويش اذهان عمومي امنيت ملي را به خطر انداخته باشد، روزنامه نويس باشد، حرف زده باشد و در مجموع تنها کاري که به نظر مي رسد از نظر حکومت جمهوري اسلامي جرم صدام تلقي شود اين است که او مشکوک است که چند رمان نوشته است.
6) يکي از دلايلي که ايران عليه صدام اعلام جرم نمي کند اين است که صدام جرم خاصي را مرتکب نشده است، تعدادي آدم کشته است، ترور کرده است، مخالفان خودش را از بين برده است، روزنامه ها را تعطيل کرده، از جنگ خوشش مي آيد، اگر قرار باشد اين کارها جرم باشد، خود ايران هم مجرم است.
7) صدام بايد نابود شود، صدام بايد اعدام شود، صدام بايد از بين برود، صدام را بايد تکه تکه کرد، کي گفته بايد محاکمه شود؟
8) محاکمه صدام يک کار ضروري است و ضروري است که ما هر روز و هر هفته در مورد آن حرف بزنيم، قرار نيست کاري بکنيم.
9) ما با ديکتاتور آمريکايي مخالفيم، با هر ديکتاتوري که مخالف نيستيم.
10) مهم ترين مشکل اعلام جرم عليه صدام اين است که اين کار را بايد يک گروه حقوقدان انجام دهد، در حالي که حقوقدان بودن خودش در ايران جرم محسوب مي شود.

 

 

 

 

پيام هاي ديگران        PermaLink;        چهارشنبه، 24 تیر، 1383 -

گروگانگيرها در کنار گروگان بلغار

مسلمانان مبارز عراقی گروه توحيد وجهاد راننده کاميون بلغاری را کشتند.با يک نگاه به عکس ميشود فهميد که چرا در غرب حتی از حجاب اسبلامی هم نفرت وجود دارد وورود افراد محجبه به مدارس ودانشگاهها ممنوع است.

پيام هاي ديگران        PermaLink;        چهارشنبه، 24 تیر، 1383 -

ماهنامه آفتاب به عنوان يکی از نشريات هوادار اصلاحات و توسعه سياسی در ايران شناخته می شد  

خداحافظ آفتاب!

بعد از کتکی که محسنی اژه ای  نماينده قوه قضاييه در هيات نظارت بر مطبوعات به عيسی سحرخيز زد حالا ماهنامه اش هم تعطيل شد!

ظاهرا جناح جمود دندانش را بد جوری تيز کرده و همين امر با توجه به تهديدات خارجی کشور را به سوی شرايطی ويژه ميبرد.

*******

اين عکس رو هم ببينيد.چند تا جوجه دبيرستانی که دينشان با سخنان وبا انديشه های زيبای دکتری که عمرش را در راه تحقيق وتعليم سپری کرده به خطر افتاده است.

جای قشنگی زندگی ميکنيم يک پسر بچه کم عقل حس ميکند بيشتر ازيک استاد ميداند وهرچی بلمد است بارش ميکند....بچه هم بچه های قديم!

 

 

پيام هاي ديگران        PermaLink;        دوشنبه، 22 تیر، 1383 -

مشترک گرامي

دسترسي به اين سايت امکان پذير نميباشد

 

نه خير ! ما اهل سايتهای آن چنانی نيستيم.اين جمله را امروز در اکثر

URL های خبری وسياسی ديدم!

پيام هاي ديگران        PermaLink;        پنجشنبه، 18 تیر، 1383 -

سالگرد حوادث تير ۷۸

۵ سال از جنايات ددمنشانه انصار ارتجاع وتحجر در ۱۸ تير تهران و۲۰ تير تبريز گذشت.در گيری هايی که به خيابانها ومردم عادی کشيده شد ودر تير اندازی مستقيم نيروهای امنيتی در تبريز ده ها تن مجروح شدند وحتی کودکان دبستانی هم از ضربه های باتوم مزدوران استبداد در امان نماندند. اگر چه اوضاع ظاهرا ارام است اما تشديد فيلترينگ سايتها در چنين روزهايی نشان از وحشت استبداد ارتجاعی از آزاديخواهی جئانان اين مرز وبوم دارد....

به اميد  رهايی

 

پيام هاي ديگران        PermaLink;        پنجشنبه، 18 تیر، 1383 -

ای بر پدر جک استرو ...... صلوات!

سايت تکتاز به نقل از ديلی تلگراف نوشته:

روزنامه دیلی تلگراف چاپ انگلستان در شماره روز سه شنبه خود طی مقاله ای سیاست تونی بلر و جاک استرا در قبال جمهوری اسلامی را به شدت مورد انتقاد قرار داده است. این روزنامه به وادار کردن ملوانان انگلیسی به ورود به ابهای ایران توسط نیروهای سپاه پاسداران و دستگیری تحقیر امیز و اعتراف گرفتن و عذر خواهی اجباری انها اشاره کرده و از اینکه تونی بلر در این رابطه سکوت کرده است اظهار تعجب می کند. دیلی تلگراف می نویسد جک استرا وزیر امور خارجه هر بار که به ایران می رود فهرستی از اسامی امام ها را در جیب دارد. هنگامی که از حضرت محمد نام می برد صلوات می فرستد که نشان بدهد رابطه خوبی با اسلام دارد. این روزنامه به نقل از جاک استرا می نویسد " ما با ایران روابط دیپلماتیک داریم و ما بسیار سخت روی این رابطه کار کرده ایم فقط برخی اوقات این رابطه پیچیده می شود, اما شکی ندارم که سیاست مذاکره با دولت ایران بهترین روش است ". دیلی تلگراف سپس به صحنه های رفتار تحقیر امیز با ملوانان انگلیسی می پردازد و می نویسد ایا فکر می کنید جاک استرا که به پیچیدگی در روابط ایران و انگلستان اشاره می کند ,  ملاهای ایران را مجبور به پرداخت هزینه کارشان خواهد کرد ? و اگر جاک استرا این کار را نکند , جمهوری اسلامی چه فکری خواهد کرد . به علاوه  اروپائیان هم که حالا دارند " سخت گیری " می کنند در واقع یک نمایش دیپلماتیک است . بنا بر این اگر شما جای ملاها باشید احتمالا نتیجه می گیرید که اروپائیان سخت گیر نیستند و می توانند برنامه اتمی رزیم ایران را تحمل کنند , پس با سرعت پیش برویم. دیلی تلگراف می نویسد مشکل در برخورد با جمهوری اسلامی این است که جاک استرا واقعا وزیر خارجه انگلیس است در صورتی که کمال خرازی نقش وزیر خارجه را برای مصارف بین المللی بازی می کند. این روزنامه سپس با اشاره به سخنان رفسنجانی که گفته بود " یک بمب اتمی از قدرت کافی برای نابودی اسرائیل برخوردار است در حالی که یک تهاجم متقابل اسرائیل فقط به بخشی از جهان اسلام صدمه وارد می کند " , می نویسد فرض کنیم رفسنجانی مکار است و به حرف خودش نیز عمل نکند اما گفتن این حرف خودش کافی است . ایا تحولات اخیر این موضوع را ثابت نکرده است ? اگر اینطور است تصورش را  بکنید که ایران اولین تئوکراسی هسته ای باشد , چه خواهد کرد ? دیلی تلگراف در پایان دوباره از سکوت تونی بلر در مورد حادثه اروندرود انتقاد کرده می نویسد جمهوری اسلامی گستاخ شده است و این برای همه خبر بدی است

 

طرح از سرگیری غنی سازی اورانیوم در کمیته سیاست خارجی کمیسیون امنیت و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی تصویب شد.

خدا رحم کنه!

وزارت خارجه ایتالیا ایران را کشوری بحرانی توصیف کرد و شهروندان خود را از سفر به ایران منع نمود

ناهارخوري زنان نماينده مجددا جدا شد

انتقاد جان کری به جرج بوش به خاطر عدم اتخاذ مواضع قاطع در قبال جمهوری اسلامی  

به نوشته روزنامه بوستون گلوب چاپ امریکا , جان کری نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری خواستار اقدام قاطعانه ای برای ممانعت از دستیابی جمهوری اسلامی به جنگ افزار هسته ای شده است. روزنامه بوستون گلوب ( 5 زوئن , 15 تیرماه ) به نقل از جان کری می نویسد " ناکامی دولت بوش در مقابله با تلاش ایران برای دستیابی به سلاح اتمی , تهدیدی واقعی علیه امنیت منطقه و سایر مناطق جهان ازاد است."   

خدا به خير کنه!خيرش هم اينه که! بگذريم ميدونيد همه ISP ها caller ID دارن؟؟؟

پيام هاي ديگران        PermaLink;        چهارشنبه، 17 تیر، 1383 -

بسم‌الله الرحمن الرحيم

«لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط»

رياست محترم شعبه 1083 دادگاه كيفري تهران

حسب محتويات پرونده كلاسه‌هاي 83/1083/12 و 83/1083/13 كه پيش‌رو داريد آقاي دكترسيدهاشم آقاجري فرزند سيدجابر 47 ساله استاد گروه تاريخ دانشگاه تربيت مدرس تهران متهم است به:

توهين به مقدسات مذهبي و دين مبين اسلام

تبليغ عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران

نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي

كه مشروح هر يك از اين اتهامات را ذيلاً به استحضار دادگاه مي‌رساند:

1-توهين به مقدسات مذهبي و دين مبين اسلام

بخش اول: نامبرده در دانشگاه شهيد بهشتي تهران(طي ايراد سخناني در جمع دانشجويان كه در شماره 175-26/5/79 هفته‌نامه عصرما منتشر گرديد) صريحاً و بدون پروا به مقدسات و باورهاي ديني جامعه‌ توهين نموده است كه بخشي از سخنان مشاوراليه عيناً نقل مي‌گردد:

«سخني كه ماركس در باب دين گفته است هرچند كه تمام حقيقت نيست، اما بخشي از حقيقت را در خود دارد. گواه و دليل اين امر، تاريخ دين و به‌ويژه تاريخ حكومت‌هاي ديني است. متأسفانه حكومت‌هاي ديني در طول تاريخ اغلب نشان داده‌اند كه افيون توده‌هاي مردمند و گوهر دين، آگاهي و رهايي است آنجا كه در چنبره قدرت قرار مي‌گيرد، تبديل به آگاهي كاذب و وارونه‌اي مي‌شود كه كاركردي جز تخدير، افيون و فاصله انداختن ميان ذهن آدميان با واقعيت نداشته است. در حكومت‌هاي ديني معمولاً با نام خدا انسان را به قربانگاه مي‌برند و قرباني مي‌كنند بنام دين خرد، عقل و علم را ذبح مي‌كنند و بنام روحانيت، ملت و‌ آزادي مردم را پايمال مي‌كنند چنين حكومت‌هايي ابتدا از حق حكومت خدا شروع مي‌كنند. يعني تئوگرايي و بعد در ميانه راه و ادامه كار اين حكومت تئوگراتيك تبديل مي‌شود به يك حكومت روحانيت سالار يعني كساني، گروهي، قشري، صنفي به نمايندگي از طرف خدا انسان و عقل و آزادي مردم را سركوب مي‌كنند. در قرون وسطي دين به مقابله خرد و علم آمد آنچنان حوزه حكومت دين فراخ شد كه عرصه را برعقل و علم تنگ كرد. آنچنان حق حاكميت خدا كه در واقع حاكميت روحانيت مسيحي بود گسترش پيدا كرد و به صورت تماميت گرايانه حاكم شد كه حق حاكميت ملت را از بين برد حكومتي كه به نام دين خرد را سركوب كند علم را سركوب كند نه تنها حكومت ديني نيست كه حتي حكومتي انساني نيز نيست. حكومت ديني اگر به آنجا منجر بشود كه به نام دين عالمان به زندان بيفتند، انديشه‌ورزان سركوب شوند و براي دفاع از حقانيت و صداقت گزاره‌هاي ديني، كورذهنانه قدرت و زندان و سركوب عليه علم و انديشه و تفكر به خدمت گرفته شود اين حكومت‌‌ها نه تنها حقيقت ديني ندارد بلكه حتي بقا و دوامي نيز نخواهد داشت و لذا وقتي كه حكومت مستقر مي‌شود و طبقه ويژه و وابسته به خود را باز توليد مي‌كند و با دين و نهاد و روحاني نيز پيوند مي‌خورد، يك قدرت سه چهره و سه‌گانه به وجود مي‌آمد كه هرسه يك شركت سهامي تشكيل مي‌دادند و همدست با يكديگر از هم حمايت مي‌كردند و عليه هرگونه فرهنگ و علم و انديشه از يكسو عليه هرگونه صداي عدالت خواهانه مشتركاً وارد عمل مي‌شدند و‌ آن را سركوب مي‌كردند. آقاي كديور يا امثال او را اگر روحانيتي متفاوت مي‌انديشد، روحانيتي كه معتقد است ولايت مطلقه فقيه يعني نوعي خدايگان بر زمين و خلق و معتقدند ولايت مطلقه فقيه يعني ولايتي كه پاسخگو نيست، نقدپذير نيست، خود معيار و خودبنياد است، هيچ چيز برتر و بالاتر از او نيست او خود ميزان و محك همه چيز است و هيچ چيزي خارج از او ميزان و محك داوري او نيست، نه قانون نه شريعت. خب آن آقايان و روحانيتي كه معتقد به چنين نظريه‌اي درباره ولايت فقيه است اگر بخواهد در متد و روش عادلانه به رقابت برخيزد بايد با وي وارد يك مباحثه و منازعه تئوريك شود و داوري را به عالمان و انديشمندان واگذار نمايد. در عرصه نظر و در عرصه عمل نيز داوري را با انتخاب مردم و مكانيزم‌هاي دموكراتيك انتخاب ولي‌فقيه واگذارد وگرنه براي مقابله با اين قرائت و نظريه اگر توسل به زندان و داغ و درفش و اين قبيل روش‌‌ها و ابزارها انجام شود اين طرف از عقايدش به لحاظ متولوژيك نيز بي‌عدالتي و ظلم و ستم است.» وي در بخش ديگري از سخنان خود مي‌گويد: «دين وقتي كه در كنار قدرت و ثروت مي‌نشيند حقيقت خود را از دست مي‌دهد چرا كه مخاطب دين در مرتبه اول دل و ضمير و وجدان آدمي است و در مرتبه دوم انديشه و تفكر و عقيده انسان و اين دو جز بر بنياد انتخاب و آزادي عمل نمي‌كند. گوهر دين چه آنجا كه به مثابه يك ايمان و كشش دروني ظاهر مي‌شود و چه در آنجا كه به مثابه مجموعه‌اي از معارف تعليمي و اعتقادات جلوه مي‌كند جز بر بنياد انتخاب و آزادي تحقق پيدا نمي‌كند. اما دين وقتي كه پيوند مي‌خورد با قدرت و ثروت ديگر يك موضوع انتخابي و آزاد براي دل و ذهن انسان نيست. تبديل به يك چارچوب نهادينه‌اي مي‌شود كه صاحبان قدرت و سرمايه از آن براي تحكيم قدرت و سرمايه خود استفاده مي‌كنند. مثلث شومي كه در تاريخ هميشه فاجعه آفريده است.

زور اگر به صورت عريان ظاهر شود قابل مقابله است. قابل تأمل است. قابل برخورد است. اما واي بر آن روزي كه زور جامه تقوي به تن كند. ما مي‌گوييم براي جلوگيري از تكرار فاجعه براي اينكه خدا به جنگ عليه انسان نپردازد كه هميشه در عهد حكومت‌هاي ديني پرداخته است هميشه به نام تئوگرايي، دموكراسي سركوب شده است. براي اينكه دين به جنگ عليه عقل و انديشه و علم برنخيزد، براي اينكه روحانيت تبديل به يك طبقه و بدتر از آن تبديل به يك كاست حكومتي عليه ملت نشود، براي اينكه هسته و گوهر دين محورهاي اساسي دينداري كه همانا ايمان و اعتقاد آزادانه و داوطلبانه انسان به متعلق دين است جاي خودش را به ظاهر گرايي، رياكاري، مناسك‌پرستي عاري از حقيقت ندهد، دين بايد از نهاد دولت تفكيك شود».

آقاي آقاجري 117 سال پس از مرگ ماركس به تكميل انديشه افيوني او پرداخت و در مراسم تجليل از يك مجرم كه دو هفته قبل از مراسم، يك سازمان آمريكايي از او به خاطر مخالفت تئوريك با مباني امام راحل حمايت و تجليل كرده بود اهانت‌هايي در اين ميتينگ سياسي در حق دين و حكومت ديني ابراز شد كه از زمان مشروطيت تاكنون سابقه نداشته است. ايشان كه پايان نكبت‌بار ماركسيسم را شاهد بوده‌اند اكنون درصدد افزودن جمله‌اي به جملات معروف ماركس براي تكميل عقايد او برآمده است. آقاي آقاجري شاهد بود كه امام راحل امت اسلامي ايران را عليه بزرگترين پايگاه امپرياليزم در منطقه براساس آموزه‌هاي ديني بسيج كرد و به ديكتاتوري 2500 ساله در ايران خاتمه داد تاريخ حداقل 300 ساله اخير كه بشر گام جدايي دين از سياست گذاشت گواه است كه آنچه افيون حكومت‌‌ها و توده‌‌ها بوده ماركسيسم، ليبراليسم و فاشيسم بوده است جنايتي كه طي دو جنگ جهاني اول و دوم توسط سردمداران اين تفكر افيوني رخ داده است در هيچ يك از ادوار بشر صورت نگرفته است. آقاي آقاجري در عين حال نتوانسته است كه اعتراف نكند جنبش‌‌ها و قيام‌‌ها و اپوزسيون‌‌ها در طول تاريخ ايران هميشه ديني بوده است اكنون بايد سؤال كرد كه اگر دين افيون توده‌‌ها است چگونه قيام‌هاي آزاديخواهانه يكصد ساله اخير ماهيت ديني داشته‌اند و پرچمداران اين قيام‌‌ها متدينين جامعه بوده‌اند.

در اين خصوص نظر رياست محترم دادگاه را به ديدگاه يكي از انديشمندان مشهور اسلامي معطوف مي‌دارد:

«حضرت آيت‌الله جوادي آملي فرموده‌اند: «دين امانت خدا،‌مهمترين عامل وحدت ملي و امنيت ملي است. ؟؟؟؟؟؟؟؟‌و نه آورندگان دين توليدكنندگان افيون هستند. دين عامل حركت و عامل حيات است. دين شما را زنده مي‌كند. اين بيان خدا در سوره مباركه انفال است.افيون كشنده است نه حياتبخش. اگر كسي بگويد دين نعوذ بالله افيون است و رهبران ديني افيون فروش هستند. در برابر قرآن كريم چه جوابي براي گفتن دارند. در قرن حاضر مهمترين نهضت، پوياترين نهضت، همين نهضت اسلامي بود كه به لطف الهي، مردم با دست خالي قيام كردند و پيروز شدند و دين مهمترين نقش را در اين پيروزي داشت و در واقع عامل حيات بود».

رياست محترم دادگاه:

اجازه مي‌خواهم كه بخشي از سخنان بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران آن امام تيزبين و هوشيار را كه دقيقاً اين قبيل توطئه‌‌ها را پيش‌بيني مي‌نموده جلب نمايم: «حضرت امام خميني(ره) در ديدار با جمعي از علماي قم در اين خصوص هشدار دادند و با تيزبيني و هوشياري خطرترويج و تبليغ اينگونه افكار آلوده و منحط را پيش‌بيني كرده و متذكر شدند. ايشان فرمودند:

«عده‌اي مي‌گويند اصل دين افيون است. اينها اين‌طور تبليغ كرده‌اند و مع‌الاسف در خود ايران و در جوان‌هاي ما هم تأثير گذاشت و گذاشته و در بعضي از اين روشنفكرهاي ما هم باز اثرش هست. اينها از همان تفاله‌هايند.

حالا حالا باز اثرش هست در آنها. دين افيون است. افيون جامعه است. معنايش اين است كه دين را همين قدرتمندها درست كرده‌اند براي اينكه مردم را خواب كنند و آنها را بچاپند. همان طوري كه افيوني وقتي افيون كشيد، چرت مي‌زند و ديگر توجه به چيزي ندارد دين را هم اينها تبليغ كردند كه يك همچو چيزي است كه قدرتمندها درست كرده‌اند كه مردم توجه به دين بكنند و مثل آدمي كه افيون مي‌كشد خواب برود و آنها بيايند و غارت كنند و از بين ببرند. راجع به دين اين‌طور گفته‌اند. خب اين را بعضي از اشخاصي كه از تفاله‌هاي آنها مانده‌اند حالا هم باز اين را مي‌گويند كه نمي‌شود همه احكام اسلام الان تحقق پيدا بكند. اين مال سابق است. مال حالا نيست. به نظر آنان فرعون موسي را درست كرده كه مردم را خواب كند تا خودش سلطنت كند».(صحيفه نور جلد 7 ص206)

در اين سخنراني متهم نه تنها سخنان يك كافر كمونيست كه دين را افيون ملت‌‌ها مي‌دانست تأييد نموده و آن را بخشي از حقيقت دانسته بلكه پارا فراتر گذاشته و صريحاً (دين را افيون حكومت‌‌ها نيز مي‌داند) آيا حكومت ديني كه به دست پيامبر اكرم(ص) و علي(ع) به شهادت تاريخ ايجاد شد و مبناي بزرگترين تمدن اسلامي و انساني گرديد افيون مي‌باشد؟ آيا نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران كه به دليل عنصر حيات بخش دين توانست با بسيج ملت قهرمان ايران حكومت ديكتاتوري پهلوي را ساقط كند و چندين سال در يك جنگ نابرابر مقاومت نموده و نظام مقدس اسلامي‌مان را تثبيت نمايد افيون حكومت‌‌ها بوده است؟

ترديدي نيست كه دين از مقدس‌ترين باورهاي جوامع بشري است و اهانت به آن موجب تحقير و وهن و تخفيف دينداران خواهد بود متهم در اين سخنراني صريحاً و بي‌پروا به همه دينداران جهان اهانت نموده و با توجه به اينكه ايشان از درجه علمي دكترا برخوردار بوده و علم و آگاهي به گفتار خود داشته بدون هيچگونه ترديدي مرتكب بزه اهانت به مقدسات شده است. در اين ارتباط مدير مسؤول نشريه عصر ما كه سخنان متهم را عيناً در نشريه خود به چاپ رسانيده در جلسه علني دادگاه با حضور هيأت منصفه محاكمه و هيأت منصفه به عنوان نمايندگان افكار عمومي جامعه و به عنوان نهادي مردمي كه به موجب اصل 168 قانون اساسي در محاكمات مطبوعاتي شركت مي‌نمايند و درواقع نمايندگان وجدان جمعي جامعه هستند اين سخنان را از مصاديق اعمال مجرمانه توهين به مقدسات دانسته و نظريه خود را اعلام نموده‌اند.

بخش دوم: مشاراليه همچنين در سخنراني خود كه در 29/3/81 در تالار معلم شهرستان همدان ايراد نموده مجدداً و به كرات به مقدسات اسلامي اهانت كرده است كه مواردي از آن را ذيلاً قرائت مي‌نمايم.

1-اهانت به دين:

الف: تشبيه دين اسلام به مسيحيت تحريف شده

آنجا كه مي‌گويد: «هركس خارج اين كليسا باشد به بهشت نمي‌رود به جهنم مي‌رود در اين كليسا پاپ به عنوان جانشين مسيح و اسقف‌ها و كاردينال‌ها آنچنان نيابتي از سوي خدا و مسيح براي خودشان ايجاد كرده بودند كه حتي بهشت و دوزخ را تقسيم مي‌كردند و سنت اعتراف‌گيري و بهشت فروشي يك سنت بسيار محكم و جاافتاده‌اي شده بود مؤمنان اگر مي‌خواستند كه مورد عفو الهي قرار بگيرند بايد مي‌رفتند به پيش يك روحاني در محضر او به گناهانشان اعتراف مي‌كردند و بعد صدقه‌اي مي‌دادند، نذري مي‌كردند و پولي مي‌دادند براي اينكه آنها دعا كنند و از خدا بخواهند كه گناهان اين مؤمن بخشوده شود. كتاب مقدس يعني انجيل و تورات مستقيماً توسط هيچ مؤمن مسيحي قابل فهم شمرده نمي‌شد يعني حتماً مسيحيان براي فهم كتاب مقدس خودشان نيازمند روحاني بودند روحانيان هم واسطه بين خلق با خدا بودند و هم واسطه بين مسيحيان با مسيح بودند. نه با خدا بدون روحاني مي‌شد ارتباط برقرار كرد، نه با مسيح بدون روحاني مي‌شد ارتباط برقرار كرد، نه با كتاب مقدس، هيچ كدام. گويي كه اين كتاب مقدس كه به قول قرآن «لا يمسه الا المطهرون» هيچ كس به اين كتاب نبايد دست بزند و او را لمس كند جز پاكان، گويا كه اين پاكان فقط روحانيان هستند و بس. مردم به دو گروه تقسيم مي‌شدند روحاني و جسماني، روحاني مطهر است و پاك، جسماني نجس است و ناپاك و اين ناپاك‌ها و نجس‌ها اگر مي‌خواهند پاك باشند بايد دست روحاني را ببوسند و لمس كنند اين نظام واسطگي يكي از سنت‌هاي بسيار جاافتاده در كليسا بود...

نبين و نفهم تا ايمان بياوري آن كس كه مي‌فهمد نمي‌تواند ايمان بياورد بر سر درخانه ايمان نوشته شده است كه: ابتدا عقلت را كنار بگذار بعد وارد خانه ايمان شو. عين آكادمي افلاطون يا ليسه ارسطو. بالاي آكادمي افلاطون نوشته بود هر كس كه هندسه نمي‌داند وارد نشود. و بالاي ليسه ارسطو مدرسه ارسطو هم نوشته بود هر كس كه منطق نمي‌داند وارد نشود. بر سر دين سنتي كاتوليكي نوشته بود هر كس عقل دارد وارد نشود. اينجا جاي عاقلان نيست جاي مؤمنان است جاي عاشقان است، جاي ديوانه‌هاست مي‌خواهي وارد خانه ايمان بشوي اول عقلت را اجاره بده بعد وارد شو...»

رياست محترم دادگاه-همان طوري كه در فيلم سخنراني مشهود است

در اين هنگام يكي از خواهران حاضر در جلسه سؤال مي‌كند آقاي دكتر ببخشيد شما راجع به اسلام صحبت مي‌كنيد يا مسيحيت و متهم پاسخ مي‌دهد.

«اينها هم توي اسلام وجود داشته هم در مسيحيت، من راجع به هر دوشان صحبت مي‌كنم.»

و آن خانم مجدداً اعلام مي‌دارد (ببخشيد آقاي دكتر اگر راجع به اسلام صحبت مي‌كنيد اجازه بدهيد كه يك مسلمان به شما پاسخ دهد) وليكن متهم بدون توجه به اين اعتراض به سخنان خود ادامه داده است.

با قدري دقت در پاسخ متهم متوجه خواهيد شد كه ايشان صراحتاً به جرم ارتكابي خويش يعني اهانت به دين اسلام اقرار نموده و آن را با مسيحيت تحريف شده تشبيه كرده است.

ب-سياه‌نمايي آموزه‌هاي ديني

متهم در قسمتي از سخنان خود اظهار مي‌دارد: «... تمام آموزه‌هاي ديني كه دستگاه رسمي و سنتي مذهب ارائه مي‌كرد آموزه‌هايي گرد گرفته، سياه، تاريك، عتيقه كه بايد نقادي مي‌شده و دور ريخته مي‌شد...»

نظر به اينكه آموزه‌هاي اسلام به جز كلام خداوند متعال و احاديث نبوي و اهل بيت عصمت و طهارت چيز ديگري نيست نامبرده آگاهانه و علي‌الاطلاق اين آموزه‌هاي انسان‌ساز را عتيقه، تاريك و سياه معرفي مي‌كند كه به زعم ايشان بايد دور ريخته شود و بطلان اين ادعاي غيرعلمي و ناپسند نزد همه مسلمين جهان روشن است و اينگونه سخن گفتن‌ها را همه مسلمين اهانت به قرآن و احادثه اهل بيت مي‌دانند.

ج-انتساب مشروعيت شكنجه به شريعت اسلام يا برداشت گروهي از اسلام؟

متهم در قسمت ديگري از سخنان خويش چنين اظهار مي‌دارد:

«... همه انسان‌ها كرامت دارند و وقتي انسان كرامت داشت نمي‌شود او را شكنجه كرد خب اين چه ديني است كه به نوعي شكنجه انسان را توجيه مي‌كند خيلي عجيب است.»

به شهادت سيره پيامبر اكرم(ص) و اهل بيت و قانون اساسي كه به تأييد خبرگان ديني كشور رسيده است، شكنجه نه تنها ممنوع بلكه وفق مقررات اسلامي و قانون مدون جرم و قابل مجازات مي‌باشد و انتساب اين سخنان به شريعت مقدس اسلام (تجويز شكنجه) اهانتي بس سخيف و جاهلانه خواهد بود.

د-معرفي اسلام به عنوان يك دين ضدعلم، ضد عقل، خرافه و دين منزوي

در اين قسمت متهم در بخشي از سخنان خود اعلام كرده است:

«دين سنت‌گرا اسلام عاميانه است، دين پوپوليستي است. روحانيت آن اسلام هم يك روحانيت عاميانه است دين خرافي است، دين ضد علم است، ضد عقل است، دين دنيا گريز است، دين انزوااست... اما امروز اين نوع اسلام خيلي ضعيف شد. اسلامي كه ما امروز با آن طرف هستيم ديگر يك اسلام عاميانه نيست، يك اسلام آمرانه است. ديني كه ما امروز با آن روبه‌رو هستيم يك دين پوپوليستي نيست، يك دين آتاتيستي است. يعني ديني كه مي‌خواهد خودش را تبديل كند به ابزار قدرت و حاكميت. اسلامي كه امروز ما با آن مواجه هستيم اسلام بنيادگراست نه سنت‌گرا...

امروز اسلام در قدرت است روحانيت در دولت است و احكام اين دين بنيادگرا معطوف است به قدرت. تفاوت روحانيت عوام‌زده زمان مطهري و شريعتي يك چيز است، روحانيت قدرت‌زده زمان ما چيز ديگري است... دين بنيادگرا خيلي راحت و خيلي شديدتر از دين سنت‌گرا ارزش انسان‌ها را لگدمال مي‌كند. با توسل به آن عناصر بنيادگرايانه‌اش مي‌گويد هر كس با من نيست دشمن من است. به هر صورت، مسلمان بودن، انقلابي بودن در طول انقلاب، اهل تقوا و جهاد و نمي‌دانم چه و چه و چه بودن هر چه شما فكر كنيد ايراني و مسلمان و انقلابي و فلان و بهمان هر چه مي‌خواهي باش اگر با صف ما نباشي (صف ما كه صف اسلام ناب است، اسلام خالص است و اسلام مجسم است) تو دشمني! و ما حق داريم كه هر بلايي بر سرت بياوريم اينجا ديگر نه تنها ارزش و احترام انسان بلكه حتي بسياري از ظواهر شرعي و ديني هم زير پا گذاشته مي‌شود.»

***

در اين قسمت متهم حاكميت ديني را زير سؤال برده و از آن به عنوان اسلام بنيادگرا نام مي‌برد. ايشان اسلام را به اسلام ذاتي و تاريخي تفكيك كرده و اسلام معرفي شده توسط علما از صدر اسلام تاكنون را تاريخي دانسته و اسلام تاريخي را نيز به اسلام سنتي و اسلام بنيادگرا تقسيم نموده است و هر كدام را به نوعي مورد اهانت و تخطئه قرار داده، بدون اينكه اسلام مورد پسند خويش را تعريف و ارائه نمايد.

در حالي كه قرآن و روايات وارده اسلام را ديني مبتني بر عقل مي‌داند و در همه رساله‌هاي مراجع معظم تقليد مكتوب شده كه اصول دين تقليدپذير نيست و خداوند را بايد با عقل شناخت و اولين آيه قرآن مجيد كه به قلب پيامبر اكرم(ص) نازل شد علم و خواندن است (اقرأ) و خداوند به حرمت قلم سوگند ياد نموده است. (ن والقلم...) و اسلام معرفي شده توسط علما از صدر اسلام تاكنون كه بنا بر يك تقسيم غيرمنطقي از سوي متهم به سنت‌گرايي و بنيادگرايي تفكيك شده همان آموزه‌هاي اوليه اسلام و قرآن است.

بنابراين متهم آگاهانه و عامدانه با اظهار اين كلمات به دين و مقدسات اهانت نموده است.

امام راحل در اين خصوص مي‌فرمايند (اينجانب معتقد به فقه سنتي و اجتهاد جواهري هستم و تخلف از آن را جايز نمي‌دانم) و در جاي ديگر مي‌فرمايند (اگر از فقه سنتي منحرف بشويم فقه از بين مي‌رود) همچنين فرموده‌اند (من كراراً به همه تأكيد كردم كه درس‌هاي حوزه بايد به همان وجه سنتي خودش محفوظ باشد، فقه بايد همان فقهي باشد كه در بين ما هست.) «صفحه 197 از كتاب كلمات قصار پندها و حكمت‌ها، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره) چاپ سوم»

رياست محترم دادگاه

با توجه به فرمايشات صريح حضرت امام(ره) سخنان متهم چيزي جز اهانت به فقه سنتي و فقهاي عاليقدر اسلام نيست.

2-اهانت آشكار به اهل بيت عصمت و طهارت عليهم‌السلام

متهم در اين ارتباط چنين اظهار داشته است:

«امامان و پيامبران، اينها را نبايد به عنوان موجودات فراانسان نگاه بكنيم، يك موجودات غيربشري، غيرانساني كه اصلاً همه چيز آنها با ما فرق بكند. اصلاً قبل از خلقت همه اينها خلق شده‌اند. آب و گل‌شان از آب و گل ديگري است، خونشان يك‌ رنگ ديگري است. تولدشان يك جور ديگري است. وقتي كه متولد مي‌شوند، ناف‌بريده متولد مي‌شوند. وقتي كه متولد مي‌شوند از شكم مادر مي‌آيند با دست مي‌آيند روي زمين، پاهايشان روي هوا، در همان حال اذان مي‌گويند. وقتي كه راه مي‌روند، اصلاً سايه ندارند، برخلاف آدم‌هاي ديگر كه سايه دارند. آنها سايه ندارند. دو تا چشم جلويشان دارند، دو تا چشم هم پشت سرشان دارند، چهارچشمي هستند! اول امام را يك موجود دست‌نيافتني و لاهوتي مي‌كردند كه البته ديگر نمي‌شد به او تأسي كرد.»

بنا بر آموزه‌هاي قرآن كريم و احاديث پيامبر اكرم(ص)، امامان معصوم ما داراي مقام عصمت مي‌باشند و امام عزيز در خصوص مقامات معنوي معصومين (ع) اينگونه مي‌فرمايند «اصلاً رسول اكرم و ائمه عليهم‌السلام طبق رواياتي كه داريم قبل از اين عالم انواري بوده‌اند در ظل عرش و در انعقاد نطفه و طينت از بقيه مردم امتياز داشته‌اند و مقاماتي دارند الي ماشاءالله چنانچه در روايات معراج، جبرائيل عرض مي‌كرد «لو دنوت انمله لاحترقت» هرگاه كمي نزديك‌تر مي‌شدم سوخته مي‌بودم. (اربعين حديث، حضرت امام (ره)، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره))

با توجه به مراتب فوق، استعمال جملات به كار رفته در سخنان فوق مانند اينكه اهل بيت دو تا چشم جلويشان دارند و دو تا چشم هم پشت سرشان دارند چهارچشمي هستند، پاهايشان روي هوا، دست‌هاشان روي زمين در همان حال اذان مي‌گويند نوعي اهانت و مسخره كردن مقام شامخ ائمه اطهار عليهم‌السلام مي‌باشد.

3-اهانت به ساحت فقها و علماي اسلام و مرجعيت شيعه

متهم با تقسيم غيرمنطقي و غيراسلامي مردم به طبقه روحاني و جسماني و سوءاستفاده از اين حقيقت با استعمال و استخدام كلماتي وهن‌آميز و تمسخرآميز مانند چي‌چي الاسلام به مراجع، فقها و علماي اسلام اهانت نموده است.

متهم چنين اظهار مي‌دارد:

«پاپ اسقف‌ها، كاردينال‌ها، كشيش‌ها، كشيش محلي فلان كشيش، فلان و بعد به تدريج در دوره ما تحت تأثير اين فرهنگ و البته تحت تأثير زمينه‌هاي اجتماعي و اقتدارگرايي كه در ايران به وجود آمد، به تدريج به سمت اين سلسله مراتب رفتيم. طبقه‌اي با يك نظم سلسله مراتبي و هيرارشيك در رأسش يك نفر آيت‌الله العظمي في العالمين والسماوات والارضين و... و... الي آخر اين در رأس و بعد همينطور مي‌آيد پايين سلسله مراتب آيت‌الله حجت‌الاسلام، ثقفه‌الاسلام، چي چي الاسلام...»

4ـ اهانت به احكام شريعت

متهم در جاي ديگري از سخنان خود با زير سؤال بردن امر تقليد كه از مسلمات فقه مي‌باشد چنين مي‌گويد: «رابطه دين‌شناسان با مردم رابطه معلم و متعلم است نه رابطه مراد و مريد نه رابطه مقلد و مقلد كه مردم از او تقليد بكنند، مگر مردم ميمون‌اند كه از او تقليد بكنند».

اولاً در آموزه‌هاي ديني سنتي رابطه مراد و مريدي در كار نيست همه جا بحث رجوع جاهل به عالم است و رجوع جاهل به عالم بناي عقلا و مؤيد آن نيز آيات قرآن و روايات وارده از معصوم است آيا تشبيه مردم مسلمان كه بنا به دستورات عقل و شرع به عالم‌ترين و پاك‌ترين متخصصان ديني مراجعه مي‌كنند مستحق لفظ سخيفي چون ميمون مي‌باشد؟ و آيا اين امر به تمسخر گرفتن يكي از احكام شريعت نيست؟

ثانياً متهم در قسمتي از سخنان خود اظهار مي‌دارد:

«اينجوري كه نمي‌شود كه اگر قرار باشد مردم خودشان بروند قرآن را بخوانند و بفهمند! خودشان وقتي مي‌خواهند ازدواج كنند، آنقدر مشكل نباشد اينقدر مشكل نباشد ازدواج كه حتماً بايد يك خطبه طولاني آن هم با آن جملات عربي با مخارج خيلي صحيح (ه‍ ( و (ح) و مخرج نافي و مقعدي و دهاني كاملاً رعايت بشود. حتماً احتياج به يك طبقه دارد كه اينها را ادا بكند، ولي وقتي شما اينها را ساده كرديد و گفتيد كه نه آقا اينجوري نبوده در صدر اسلام امام جماعت حرفه‌اي نداشتيم، هر گروه مسلماني بود از ده نفر، بيست نفر، صد نفر، يكي‌شان جلو مي‌ايستاد و بقيه هم به او اقتدا مي‌كردند كي گفته كه حتماً يك آخوند بايد بايستد به عنوان امام جماعت؛ اين واسطه‌ها را برمي‌داشت».

ملاحظه مي‌شود كه خطبه عقدي كه شرعاً موجب رابطه حليت زن و مرد است چگونه با استخدام الفاظ ركيكي چون مخرج نافي و مقعدي مورد استهزا و مسخره قرار گرفته است كه حتي در فرهنگ عاميانه نيز زشت بودن و قبيح دانستن آن مورد شك و ترديد نيست و خطبه‌هايي كه عاقدين در ابتداي عقد نكاح قرائت مي‌نمايند چيزي جز آيه قرآن و روايات اهل بيت عليهم‌السلام نيست.

رياست محترم دادگاه همانگونه كه استحضار داريد:

ماده 513 قانون مجازات اسلامي چنين مي‌گويد: «هركس به مقدسات اسلامي و يا هريك از انبيا عظام يا ائمه طاهرين عليهم‌السلام يا حضرت صديقه طاهره(س) اهانت نمايد اگر مشمول حكم ساب النبي باشد اعدام مي‌شود و در غير اين صورت به حبس از يك تا پنج سال محكوم خواهد شد». سب در لغت به معناي دشنام است و اهانت به معناي كوچك شمردن و تحقير و استعمال الفاظ و كلمات وهن‌آور و تخفيف‌دهنده است. در قانون مجازات اسلامي اگرچه تعريف روشن و دقيق و جامع و مانعي از مقدسات اسلامي ذكر نگرديده است اما موضوعاتي مورد احترام شريعت و تمامي مسلمانان است كه در مقدس بودن آن ترديدي نيست. بنابراين احكام شريعت و دين مبين اسلام به عنوان نقطه مشترك همه فرق اسلامي جزو مقدسات اجتناب‌ناپذير است. سابقه تاريخي اعتقاد به دين و مقدسات ديني همزاد جوامع بشري بوده و جزو لاينفك آن است. دين مقدس اسلام نيز به عنوان آخرين دين الهي، اهميت خاصي را براي احترام به مقدسات ديني قائل بوده و هرگونه تعدي و توهين به مقدسات را مستوجب سخت‌ترين عقوبت‌ها دانسته است. جرم اهانت به مقدسات به تعبيري ازجمله جرائم عليه شخصيت معنوي و حيثيت افراد جامعه اسلامي نيز محسوب مي‌شود زيرا اعتقادات مذهبي به ويژه در جوامعي كه علائق ديني در آنها به صورت شديدي وجود دارد با شخصيت افراد جامعه عجين است و هرگونه تعدي به اعتقادات و باورهاي ديني موجب جريحه‌دار شدن افكار و احساسات عمومي مي‌گردد، به همين منظور در اكثر قوانين اساسي دنيا احترام به آزادي معنوي انسان‌ها ازجمله حقوق اساسي آنها شناخته شده و تعرض به آن طبق قانون جرم تلقي مي‌شود، پس توهين به مقدسات اسلام به نوعي تعرض به حريم باورها و اعتقادات مسلمين بوده و نتايج آن به شخصيت و حيثيت افراد جامعه اسلامي نيز لطمه وارد مي‌كند، هرچند اين جرم در زمره جرائم مطلق قرار دارد و حصول نتيجه در آن شرط نيست، بلكه وهن‌آور بودن عمل ارتكابي براي تحقق جرم كافي است. بديهي است اهانت به احكام دين و مقدسات اسلام به قصد تحقير و كوچك شمردن از انتقاد و تحليل علمي جدا است، زيرا اينگونه امور تا زماني كه جنبه تمسخر و يا توطئه عليه دين نداشته باشند، توأم با پاسخ انديشمندان اسلامي در جهت رفع ابهام باشد موافق آيات قرآني ازجمله آيه «فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه» است ولكن تحقير و كوچك شمردن احكام دين و به كار بردن الفاظ وهن‌آور و تخفيف‌دهنده در ارتباط با آيات الهي و احكام دين مبين اسلام به عنوان آخرين و كامل‌ترين دين آسماني كه براي رساندن جامعه به سعادت كامل به پاك‌ترين و گرامي‌ترين انسان‌ها يعني حضرت محمد(ص) نازل گشته و در بر دارنده عالي‌ترين دستورات الهي با دارا بودن مفاهيم عالي انساني در جهت سعادت دنيوي و اخروي همه انسان‌ها است، مذموم و خلاف قانون و مستوجب عقوبت است.

لذا با توجه به مراتب فوق و اعلام شكايت كثيري از افراد جامعه و شهروندان محترم كه گفتار متهم را اهانت عليه شخصيت معنوي و حيثيت افراد جامعه اسلامي دانسته‌اند و با التفات به جنبه عمومي جرم به استناد ماده 513 و 47 و 727 قانون مجازات اسلامي در اين مبحث تعيين مجازات شرعي و قانوني متهم مورد تقاضا است.

2ـ تبليغ عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران

قانونگذار در ماده 500 قانون مجازات اسلامي چنين مقرر داشته است: «هركس عليه نظام جمهوري اسلامي ايران يا به نفع گروه‌ها و سازمان‌هاي مخالف نظام به هر نحو فعاليت تبليغي نمايد به حبس از سه ماه تا يكسال محكوم خواهد شد».

«موضوع مورد تعدي در اين ماده، نظام جمهوري اسلامي است. كلمه «نظام» در لغت به معني آراستن و مرتب كردن آمده و در اصطلاح حقوقي و سياسي عبارت از مجموعه و طريقه‌اي است كه در قالب سازمان‌ها و مؤسسات مملكتي كه مستقلاً داراي شخصيت حقوقي هستند به هدف استقرار حاكميت ملي و حمايت از ارزش‌هاي معتبر و تأمين امنيت و آسايش عمومي و حفظ حقوق و آزادي‌هاي اساسي مردم در كشور وضع شده‌اند فعاليت مي‌نمايد».

بنابراين هرگونه فعاليت تبليغي عليه اركان تشكيل‌دهنده نظام كه تخريب آن موجب تخريب چهره نظام و صدمه به كليت آن گردد تبليغ عليه نظام محسوب مي‌شود.

به عنوان نمونه از مجموع مطالب متهم در اين خصوص كه در پرونده منعكس است به 5 مورد به شرح ذيل اشاره مي‌گردد.

بخش اول: متهم طي سخناني كه در روزنامه آفتاب مورخه، 19/11/78 صفحه 2 چاپ و درج گرديده، شوراي نگهبان را ابزار اجراي ديكته يك جناح خاص و حامي خشونت و نافي حقوق بشر و آزادي ناميده و آورده است: «شايد برخي آقايان شوراي نگهبان غرض و مرض هم نداشته باشند و معتقد باشند كه وظيفه شرعي‌شان مهمتر از وظيفه قانوني است البته عده‌اي رند پيدا مي‌شوند و براي رسيدن به اهدافشان از اين ديدگاه متشرعانه آقايان استفاده مي‌كنند».

نامبرده در ادامه مي‌افزايد:

«دليل رد صلاحيتم هم عدم التزام به اسلام و جمهوري اسلامي عنوان شده است و من خوشوقتم كه من به اسلامي كه آقايان مدافع آن هستند يعني اسلام حامي خشونت و نافي حقوق بشر و آزادي‌ها، التزام ندارم».

بخش دوم: نامبرده در تاريخ 13/8/78 در سخنراني دانشگاه پيرامون بحث رابطه با آمريكا آورده است (...ضديت با آمريكا و آمريكا را دشمن معرفي كردن پايه و اساسي ندارد و به عبارتي آمريكا دشمن نظام جمهوري اسلامي ايران نيست بلكه كساني كه شعار دشمني آمريكا با نظام اسلامي را مي‌دهند درصددند دشمنان متعدد فرضي توليد كنند تا بتوانند در داخل استبداد روا بدارند و به بهانه آن سركوب و خفقان و جو پليسي را در جامعه حاكم كنند...) با توجه به دشمني‌هاي بي‌حد و حصر آمريكا عليه ايران اسلامي و فرمايشات حضرت امام(ره) كه مي‌فرمودند «آمريكا دشمن شماره يك مردم محروم و مستضعف جهان است و هرچه فرياد داريد بر سر آمريكا بكشيد» سخنان متهم از مصاديق صريح تبليغ عليه نظام و به نفع گروه‌هاي مخالف نظام مي‌باشد.

بخش سوم: متهم طي سخناني كه در صفحه 3 نشريه عصر آزادگان مورخ 26/11/78 منتشر شده نظارت استصوابي را كه مستند به قانون اساسي است (ابزار اعمال آپارتايد سياسي) نام برده و ساختار جمهوري اسلامي را مخالف دموكراسي قلمداد نموده است.

بخش چهارم: براساس صفحه 79 پرونده كلاسه 83/1083/13 موضوع تفهيم اتهام مورخ 2/8/79 شعبه 1403 دادگاه عمومي تهران متهم در قسمتي از سخنان خويش مي‌گويد:

«...با تبديل شدن يك دين ايماني و معرفتي به يك مجموعه مراسمي براي حفظ خود چاره‌اي نداشت جز اينكه اتكا بكند به قدرت و شمشير سلطنت مجموعه‌اي كه علماي متعدد دوره صفوي فراهم كرده‌اند و به يادگار گذاشته‌اند كه متأسفانه در جمهوري اسلامي نيز ما شاهد باز توليد و احياي آن ميراث هستيم ميراثي كه نسبتش را با عقلانيت و خردورزي بسيار كم كرده بود و حتي قطع كرده بود...»

مشاراليه با اداي اين كلمات نظام مقدس اسلامي را نظامي مستبد و غير خردمند معرفي كرده است.

بخش پنجم: به موجب مطالب منعكس در صفحه 76 پرونده كلاسه 83/1083/13 موضوع تفهيم اتهام مورخ 2/8/79 شعبه 1403 دادگاه عمومي تهران متهم عليه نهاد قانونگذاري كشور اظهار مي‌دارد:

«...هر قانوني پذيرفتني نيست و مقبول نيست قانوني كه محصول اراده يك گروه بريده از مردم مستبد و ستمگر باشد به صرف اينكه نامش قانون شد قابل اطاعت نيست...»

در اين سخنان قانونگذار نظام جمهوري اسلامي كه برگزيدگان ملت‌اند مستبد و ستمگر معرفي شده‌اند.

همچنين متهم عليه مجلس خبرگان مطالبي را اظهارداشته كه در صفحه سوم روزنامه مشاركت مورخ 26/10/78 تحت‌عنوان «گفت‌وگو با صاحب‌نظران پيرامون بيانيه اخير مجلس خبرگان» چاپ و درج گرديده است:

«... مجلس خبرگان در نشست اخير، خود را به يك نهاد تبليغاتي حمايتي و حتي جناحي، سياسي تقليل داده است...»

باتوجه به جايگاه رفيع مجلس خبرگان اينگونه اظهارات، تبليغ سوء عليه اين نهاد، كه يكي از اركان نظام جمهوري اسلامي است محسوب مي‌گردد.

بخش ششم: متهم طي سخناني تحت‌عنوان «رابطه با آمريكا نه جزو اصول دين است و نه تابو، تابعي از منافع ملي است» كه در روزنامه خرداد مورخ 13/8/78 صفحه 2 منتشر گرديده است، مي‌گويد: «كساني در جامعه ما معتقد به تز دشمن‌تراشي هستند و به خطاگمان مي‌كنند كه وحدت مردم تنها در گرو يك دشمن خارجي است و اگر چنين دشمني وجود نداشته باشد براساس ضرورت بايد آن دشمن را ايجاد كرد آنها مي‌كوشند برطبل جنگ بكوبند تا دشمن‌هاي متعدد توليد كرده و بتوانند در داخل استبداد روا بدارند و به بهانه آن سركوب و خفقان ايجاد و جامعه را ميليتاريزه و پليسي كنند و در آن اقدامات ضداصلاحات داخلي خودشان را توجيه كنند.»

لذا باتوجه به اين كه اين مطلب درخصوص رابطه با آمريكا بيان گرديده و استبداد و سركوب و خفقان را به نظام نسبت داده از مصاديق ماده 500 قانون مجازات اسلامي محسوب مي‌گردد.

بخش هفتم: متهم در قسمتي از سخنان خود در تالار معلم همدان چنين اظهار داشته است: «روحانيت قدرت‌زده زمان. چيز ديگري است و اينجاست كه به‌نظر من پروتستانتيزم اسلامي خيلي جدي‌تر مي‌شود امروز ما نيازمند ديني هستيم كه براي انسان احترام قائل باشد، ارزش قائل باشد، دين بنيادگرا خيلي راحت و خيلي شديدتر از دين سنت‌گرا ارزش انسان‌ها را لگدمال مي‌كند. با توسل به آن عناصر بنيادگرايانه‌اش مي‌گويد هركس با من نيست، دشمن من است به هر صورت مسلمان بودن، انقلابي بودن در طول انقلاب، اهل تقوا و جهاد و نمي‌دونم چه و چه و چه بودن هرچه شما فكر كنيد ايراني و مسلمان و انقلابي و فلان و بهمان هرچه مي‌خواهي باش اگر با صف ما نباشي (صف ما كه صف اسلام ناب است، اسلام خالص است و اسلام مجسم است) تو دشمني! و ما حق داريم كه هر بلايي برسرت بياوريم... اسلام بنيادگرا اين را نمي‌گويد اسلام بنيادگرا مي‌گويد اين چون با علمدار ما نيست، هر كاري كه با آن بكنيم مباح است اينگونه توجيه مي‌كند.

به همين دليل، اسلام بنيادگرا اتفاقاً اهل شريعت نيست. ما امروز به يك اومانيزم اسلامي هم در فرهنگ مذهبي‌مان و هم در فرهنگ عمومي‌مان احتياج داريم. نياز داريم به اين كه به انسان احترام بگذاريم و بعد از آن به شهروند احترام بگذاريم، هر انساني بالذات يك ارزش است. يك حوزه و حريم تجاوز ناپذير است. هركس كه حقوق اين انسان را لگدمال بكند، از نظر اسلامي كه ما معتقديم يك متجاوز است. ما به اين نگاه احتياج داريم حالا اين نگاه اتفاقاً تا حدود زيادي در قانون اساسي جمهوري اسلامي آمده، ولي متأسفانه چون ديدگاه بنيادگرا در ده سال اخير در بعضي از بخش‌هاي نظام جمهوري اسلامي نفوذ كرده، شما مي‌بينيد كه گاهي همان چيزي كه در قانون اساسي آمده، به‌راحتي ناديده گرفته مي‌شود. قانون اساسي جمهوري اسلامي صريحاً مي‌گويد هرگونه شكنجه ممنوع است. آقايان مي‌گويند كه نخير، بعضي موقع‌ها لازم مي‌شود براي حفظ حكومت شكنجه بكنيم...

اين نهادينه كردن حقوق انسان و احترام به حقوق انسان است. اين كه خودي داريم و غيرخودي. هركس خودي باشد صاحب حق است! و هركس غيرخودي باشد هركاري مي‌شود با او كرد مي‌شود شب مخفيانه با ورود پنهان به خانه او تمام زندگي‌اش را برهم زد؛ مي‌شود از او دزدي كرد؛ مي‌توان به او دروغ بست! مي‌شود او را كشت؟! خيلي راحت مي‌شود ترورش كرد مثل سعيد حجاريان؛ مي‌شود مثله‌اش كرد مثل مرحوم فروهر و خانمش چون غيرخودي است!... اما اسلام بنيادگرا نه تنها مي‌گويد كه مسلمان و غيرمسلمان بلكه مي‌گويد اين گروه كوچك من كه خودي است و اين كه در اين هيأت است و زير علم ماست. هركس بيرون از اين علم باشد مال وجان و ناموسش و عرضش و همه چيزش مباح است و ما به خودمان حق مي‌دهيم كه به آنها تجاوز كنيم. اين اسلام غيرانساني است... متأسفانه گاهي كار تصلب و تحجر به جايي مي‌رسد كه در اين نهاد رسمي سنتي اگر يك مجتهد و مرجع تقليد ديگري فتوايي متفاوت با فتواي بقيه بدهد، او را مورد هجوم قرار مي‌دهند...

انتساب صريح شكنجه به نظام مقدس اسلامي و شوراي نگهبان و اين كه نظام جمهوري اسلامي افراد مخالف خود را برنمي‌تابد و حتي با داشتن چادر و حجاب شرعي به اجتماعات آنان حمله مي‌نمايد و براي غيرخودي هيچگونه حقوقي به‌رسميت نمي‌شناسد و مخالفين خود را به‌بهانه غيرخودي بودن مثله مي‌نمايد و شبانه بدون اذن وارد حريم خصوصي مردم مي‌گردد و جان و ناموس و عرض مخالف را مباح مي‌داند و مجتهدين را فقط به‌دليل صدور فتواي شرعي مورد هجوم قرار مي‌دهد، كلاً كذب محض بوده و صرفاً ناشي از تراوشات ذهني و افكار شخصي ايشان مي‌باشد و مسلماً براي اثبات اين ادعاها هيچگونه دليل و مدركي ندارد و اين سخنان از مصاديق صريح تبليغ عليه نظام و به‌نفع گروه‌هاي مخالف نظام است...»

در سخنان فوق متهم با تعبيرهاي ناروا ترور، شكنجه و مثله كردن را صريحاً با توجيه نفوذ بنيادگرايان در نظام، به مسؤولان عالي‌رتبه و شوراي نگهبان (كه مي‌بايست قوانين مصوب مجلس را با قانون اساسي و شرع مقدس اسلام منطبق نمايد)نسبت داده است.

باعنايت به مطالب معروضه فوق در اين خصوص مجازات شرعي و قانوني متهم براساس ماده 500 و 47 قانون مجازات اسلامي مورد تقاضا است.

3-‌نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي

بخش اول: متهم طي سخناني كه در روزنامه مشاركت مورخ 28/1/79 صفحه 6 تحت‌عنوان «امام حسين(ع) مقابل مردم نبود» چاپ و درج گرديده چنين اظهار داشته است:

«امروز متأسفانه از حادثه عاشورا به‌عنوان منبعي براي توجيه اقدامات خشونت‌آميز، سركوب‌گرايانه و بعضاً تروريستي استفاده مي‌شود كه با روح عاشوراي حسيني با تعارض است. اما امروزه گروهي با ادعاي پيروي از امامت مي‌خواهند با زور و خشونت مقابل مردم بايستند... عاشورا را تبديل به توجيهي براي حركت‌هاي بسته و سركوب‌گرايانه ضداصلاحات و منزوي از جامعه و خشونت‌طلبانه خود بكنند البته اين گروه‌ها در عين حال دچار تناقض هم هستند... اين گروه‌ها بعضاً بخشي از نظام سياسي حاكم هستند.»

انتساب اين كه بخشي از نظام سياسي حاكم از حادثه عاشورا براي ترور و سركوب مخالفين خود استفاده مي‌كند كذب محض و به قصد تشويش اذهان جامعه مي‌باشد.

بخش دوم: متهم طي سخناني در روزنامه خرداد 26/5/78 در صفحه سوم اظهارداشته كه دادگاه ويژه روحانيت غيرقانوني مي‌باشد كه اين اظهارات باتوجه به انتساب رياست آن دادگاه توسط حضرت امام(ره) و تصويب آيين‌نامه دادسرا به دست مبارك رهبري و اصول قانون اساسي كه در آن به ولايت مطلقه فقيه تصريح گرديده است كذب محض مي‌باشد.

بخش سوم: متهم طي سخناني كه در روزنامه آريا مورخ 12/8/78 صفحه دوم منتشر شده مي‌گويد: «در سال 58 ولايت مطلقه فقيه هنوز متولد نشده بود ولايت مطلقه فقيه مربوط به سال 66 و مطالبي است كه امام(ره) در نجف بيان كرده‌اند.»

گوينده در اين سخنان درصدد القاي اين مطلب است كه امام پس از رسيدن به قدرت و براي تثبيت آن، ولايت مطلقه فقيه را مطرح كرده است. در حالي كه اين چنين نيست و نظريه حكومت اسلامي يا ولايت مطلقه فقيه در دهه 1340 توسط حضرت امام(ره) مطرح و به صورت كتاب هم چاپ شده است.

بخش چهارم: متهم طي سخناني كه در روزنامه خرداد مورخ 29/10/77 صفحه ششم چاپ و منتشر گرديده اظهار مي‌دارد كه گروه‌هاي تروريستي زير يك چتر حمايتي كه به‌وسيله نظام به‌وجود آمده است حمايت و تقويت و تدارك مي‌شود و اگر چنين نبود اين افراد دستگير و مجازات مي‌شدند با اين اظهارات كذب در واقع نهادهاي مجري قانون متهم به حمايت و تدارك اقدامات تروريستي و خشونت‌زا گرديده‌اند.

بخش پنجم: متهم طي سخناني كه در روزنامه مشاركت مورخ 28/1/79 صفحه 2 چاپ و منتشر گرديده است درخصوص اقدام قانوني قوه قضائيه در توقيف برخي مطبوعات متخلف، مشاراليه اقدام مذكور را به اين دليل دانسته تا مافياي قدرت بتواند از اين طريق به سهولت و سادگي به ضدكودتاي پارلماني خود كه عين كودتا عليه پارلمان است جامه‌عمل بپوشاند و مجلس ششم به‌موقع برگزار نگردد.

بنابه مراتب فوق در اين خصوص مجازات شرعي و قانوني متهم براساس ماده 698 و 47 قانون مجازات اسلامي مورد تقاضا است.

معاون قضايي دادستان عمومي و انقلاب تهران

رضا جعفري

پيام هاي ديگران        PermaLink;        یکشنبه، 14 تیر، 1383 -

ديلی تلگراف:مجبوريم در باره ايران دروغ بنويسيم.

تازه شدين عين رزونامه های خودمون!اگه درباره ايران راستشو بنويسن به جرم نشر اکاذيب برای هميشه تعطيل موقت ميشن!

پيام هاي ديگران        PermaLink;        یکشنبه، 14 تیر، 1383 -